Show newer

آه از این روزگارِ برگشته
که ز من لحظه لحظه برگردد

شیرین!
وقتی دلی نمانده برای عشق
با من بگوی:
بر فرق خود بکوب گلتاج تیشه را!
.
اینک منم
فرهاد کوهکن
فواره ای بلند
و رنگین کمان خون

شب چشم
مویت کلاف دود
دامن سپید
سخی تن

بنگر چگونه دست تکان می دهم
گویی مرا برای وداع آفریده اند!

کنج لبان من
نام کدام گمشده ای جای مانده است؟

فکر کنم جمهوری اسلامی هم خودش به دلشه که بره، روش نمیشه :(

عقلم بدزد لختی، چند اختیار دانش؟
هوشم ببر زمانی، تا کی غم زمانه؟

گفتم:
ـ کُنامِ شیر لجن‌زار نیست، نیست!
خط است و خال
گذرگاه کرم‌ها
اینجا نه کشتگاه عشق و غرور است
میعادگاه زشتی و پستی‌ست.

از هم گریختیم
بر خط سرنوشت
خونابه ریختیم
ما هر دو باختیم
ما هر دو باختیم

bayanbox.ir/download/614037227

نصرت

شعور اجتماعی یعنی عن دماغتو قبل از اینکه خشک بشه بچسبونی به نیمکت که نفر بعدی از لذت گوله کردنش بی نصیب نمونه

شعور اجتماعی یعنی توو مترو وقتی قطار به ایستگاه رسید بگوزی که اگه ملت اذیت شدن بتونن خارج شن

پشم اگر بالا نشیند کثر شأن خایه نیست

ترسم به سر تربتم آیی و بگریی
نفرین به من آن روز که اشک تو بریزد

تو هرچه کار که کردی، زدی به راه خریت
منم برای تو گاوم، اگر قبول نمایی

تو از شمسی ترین منظومه، مولاناترین بزمی
که تالارِ تنت دو مطربِ مهتاب‌روو دارد

بگذشت از نهایت، بی‌‌خوابیِ من، آری
دشوار صبح باشد شبهای بیکران را

تو از غمنومه سرریزی، من از خون قناریها

هستم زیر سایه لطف رفقا، کم میام که به قول شاعر نترسن از حجوم حضورم :دی

Show older
Mastodon

Server run by the main developers of the project 🐘 It is not focused on any particular niche interest - everyone is welcome as long as you follow our code of conduct!