Pinned toot
Pinned toot

صبح تا شب زمزمه می‌کنم:

وسیع باش و تنها
و سربه‌زیر و سخت.

(مرسی سهراب سپهری عزیزم)

با یه مُسکن ساده می‌تونم ۱۰ساعت بی‌هوش بشم. و بعد از اینکه بیدار می‌شم، چند ساعت منگ باشم! بعد می‌پرسن چرا دراگای دیگه مصرف نمی‌کنی:)

لیلا boosted

حس می‌کنم دست‌هایی پشت پرده است که ما زنا هنوز نمی‌تونیم کنترل پریود شدن‌مون رو داشته باشیم! یا اصلا چنین دوره‌یی نداشته باشیم!
شدن و نشدن هم به یه اندازه استرس و فشار داره!

به جز قهرمان زندگی‌م، بقیه شخصیتایی که دوس دارم همه‌شون خودکشی کردن!

فکر کنم فهمیدم چرا انقد از سریال handmaid's tale خشمگین ام. هی به هوس می‌ندازه بچه دار شم. و خب واقعاً هوس بدی ه :|

همه‌ی آدما یه چیز قشنگی برای دوس‌داشتنی‌بودن دارن. منتها ملاکِ انتخابِ محبوب‌مون بدی‌هاش ه. ما آدمی رو انتخاب می‌کنیم که تحملِ بدی‌هاش برامون راحت‌تر ه. حتا تعدادِ بدی‌ها مهم نیست. حتا این بد و خوب می‌تونه نسبی باشه. یه مورد بد میتونه به نظر کسی خوب باشه.

نتیجه اینکه: خدای بزرگ یعنی من انقد بدیای غیرقابل‌تحمل دارم!

[استنباطای من اینجوری ه:)]

اول از شدت درد نمیشه درس خوند، بعد از شدت منگی مُسکن!
میگن که: زیبا نیست؟! :)

حس می‌کنم موهای سفیدی که هر روز اضافه میشن، کارگرایی اند که دارن علیه یه چیزی شورش می‌کنن که من نمی‌دونم.

اومده ایراد گرفته چرا سایت دکتر سروش اول آدرس‌ش dr زده. چرا به خودش گفته دکتر :)

آخه این الان نقد ه؟ با این قدوقواره نقد کردی الان؟ هیئت علمی دانشگاه تهران هم هستی؟

ای خدا!

دوستم می‌گفت: وقتی داری با یکی آشنا میشی، باهاش بحث جدی نکن، هر نظری میده، با خنده و شوخی بپذیر و رد کن. چون بحث سر این چیزا باعث صمیمیت نمیشه.
راست هم می‌گه. مسئله اینجاست من نمی‌تونم با طرف راحت باشم. ینی برمیگردیم سر خونه اول. نمیتونم با طرف صمیمی بشم و احساس نزدیکی کنم.
و اینجوری شده که تصمیم گرفتم با کسی آشنا نشم :)))))

واقعاً طعم گیلاس کافی ه؟!

لیلا boosted

آخرای مکالمه یه جا سقراط به کریتون میگه: کریتون یه خروس به آسکلپیوس(کاهن) بدید، تا ادای دین من بشه.
ارتباطی بین قبل و بعد این جمله نمیدیدم و برام خیلی عجیب و مسخره میومد! دارن طرفو میکشن میگه یه خروس به فلانی بده!
بعد فهمیدم ک یونانیا وقتی دردی درمان پیدا میکرده، یه خروس به کاهن اهدا میکردن.
نگو که سقراط «مرگ» رو «شفا» میدیده.

یادمه ترم یک تازه شروع شده بود و من مث جوگیرا یه کتاب درباره سقراط می‌خوندم و توی مترو تموم‌ش کردم. و حدس بزنین چی شد؟ با صفحات آخر کتاب، توی مترو داشتم گریه می‌کردم!

[سقراط نوشته‌ی کورا میسن]

می‌تونم هزاربار دیگه ببینم‌ش.

اگر هم کسی پرسید نظرت درباره زندگی چی ه؟ میگم این فیلمه رو ببینن.

[حداقل توی این دوره از زندگی‌م]

من هنوز از فضای فیلم زندگی دیوید گیل بیرون نیومدم!
زندگی یه رنگی به خودش گرفته!

حق بدین سقراط فیلسوف مورد علاقه من باشه!

افلاطون همون آپولوژی رو که نوشت کافی بود حتا.

۱. فقط تنها میشه فیلم دید و ازش سردرآورد.
۲. تنها فیلم دیدن حال نمی‌ده!

تخصصیا بالای ۱۷ شده، عمومیا یکی رو حذف شدم، یکی خواب موندم، یکی افتادم.
و مشروط نمیشم چون تخصصیا به دادم رسید!

آخرالزمان نشده واقعا؟!

Show more
Mastodon

Server run by the main developers of the project 🐘 It is not focused on any particular niche interest - everyone is welcome as long as you follow our code of conduct!