Show newer

حوصله حال هیچی ندارم در این حد مزخرف

امروز چون تولد بودم دورهمی ادبیات بازم از دست دادم اصلا نمیدونم چرا اینجوری میشه

به طرز عجیبی حالم بده امیدوارم امروز زنده بمونم

حالا من خیلی راحت هستم تو جمع ها ولی اینکه طرف فاز بگیره اصلا نمیپسندم

با ی گروه جدید سئو کار و تولید محتوا اشنا شدم برگشتم به دوران قدیم کامیپوترم
متاسفانه دست و پام بسته بودن انگار الان باز شده

من تو ی کافه اون تو ی کافه دیگه

من میخوابم
ولی یادم میمونه کارایی که اطرافیان باهام کردن

نه حوصله دنیای واقعی دارم نه مجازی

میرم بازار با هزار مرد دهن به دهن میشم ولی شبا نمیتونم دیر بیام خونه باید قبل ۹ خو نه باشم.
خب آخه این چه تخمی بازیه اه

از اولم حوصله‌اشو نداشتم همون بهتر خداحافظی کرد

دوران پریود آدم بی محبتی میشم شدیدا و این خوبه یا بد
پارتنرم اذیت میشه

دانیال انفالوم کرده نمیبینمش

بلایی که سرم اورد سرش اومد و جر خورد حقیقتا راضی ام
هرچند همون لحظه توسط ی غریبه دییگه خودم اذیت شدم
فاکینگ کارما

اونوقت میگن مردا اینجوری نیستن ی نسل سگ حشری تو خیابونا ولنن که طرح جمع اوری باید براشون بزنن

مرتیکه حرومزاده فکر کرده دختربچم
به اسم فیزیو تراپ اومده جلوم راه رفته باتلفن حرف زده
عیب از راه رفتنم گرفته با حرفای کسشرش اومده بماله منو جایی که کسی نباشه
اگه نمیزدمش و جیغ نمیکشیدم ول نمیکرد

دلم ی توجه از جنسی که دوست دارم می‌خواد وللی نیست

مثل قبل اینجا فعال نیستم و ایت آزرده خاطرم میکنه

Show older
Mastodon

The original server operated by the Mastodon gGmbH non-profit