من یه شوهر خوب برای تینکی گذاشتم کنار. ولی خب خودش پایه نیست.
کلاهه از این کلاه جدی چرت و پرتا نیست. تقریبن برای 45 سال پیشه کلاهش...
حقا مثل ندیدم الانا جایی
واقعا ترسناک پیشنهاداتش...
میدونید چی جالبتر بود؟!
من خودم سابقا میدونستم شخصا بازیگر خیلی خوبی هستم. تخصص خوبی تو نقش بازی کردن دارم و فلان...
ولی این یه چیزایی گفت خیلی وسوسه شدم.
ولی خوبیش این بود که کلاه شاپو مخملی که خیلی دوس داشتم بهم هدیه داد! فکر کن با موهای 40 سانتی و شاپوی مخملی قهوهای سوخته! تیپی میشه وا...
بعد گفت بیا هفته دیگه بریم فرانسه، یه مزون اونجاست، بیا برو اونجا تست مدلینگ بده!
قشنگ ترسیدما!
بالاپشت بوم باشی و دراز بکشی و زل بزنی به آسمون کمکم شروع میکنی به ترسیدن بعد عادت میکنی اگه دوروبرتو نگاه نکنی و ساختمونی دوروبرت نباشه احساس میکنی توام یه ستارهای لابلای ستارهها و معلقی
توام آسمونی
بعد گیر داده بود بیا برات تاکسی دوم بخریم یه چند تا عکس مدل با تاکسی دوم بنداز...
اینجا نيام غرغر کنم، دیگه کجا غرغر کنم!؟
به لبامم گیر داده بود، میگفت تو پسر این لبا رو نداریم، دخدرونه است.
یه حس نا أمنی داشتم، فقط این همش یادم میومد که من از اینا قوی ترم.
تینکی هم که ریز لایک میزنه فقط
دیشب که ضیافت چلو گردن به راه بود، یکی حين ضیافت بهم گفت تو هم ماشالا با توجه به سن و سالت خوب پافی هستیا، ماشالله به زنم تخته، همچین اره و اینا، بععلهه دیگه...
بعد امروز صبح بهم زنگ زد گفت بیا میخوام ازت تست بگیرم برای نمیدونم چیچی...
خلاصه داستانی داشتیم. بعد کلنجار رفتن گفت آره از موهات خوشم اومده چه طوری از این موها درست کنیم؟
مسخره
بوس به مهربونیاتون! تنها دلخوشیم تو این دنیا بعد از مامانم شماهایید.
کاش یه دلی بود برام تنگ میشد. کاش دو تا چشمی بود که منتظرم بود.
ینی حتی دلتونم تنگ نمیشه برا آدم.
بخواهید نخواهید هر کسی که باهوشه هیچ وقت دیگرانی که خنگند نمیتونن درکش کنند!
اره دل دردم خوب شد. رفتم دکتر امروز گفت باید چلو گردن بخوری. رفتم خوردم جاتون خالی خیلی خوب شدم.
دلم براتون تنگ شده بود
البته جفنگ گفتم، درک دارم، منم یه جور دیگه دارم سر خودمو شیره میمالم، منم یکی ام از شما ها حالش بدتر! فقط مدل دفاع از خودم فعاله!
میتونم بگم درکی از توتهاتون ندارم اصن.