BadNumb is a user on mastodon.social. You can follow them or interact with them if you have an account anywhere in the fediverse. If you don't, you can sign up here.

BadNumb @hnrzi@mastodon.social

Pinned toot

خدایان علیه‌ش شمشیر کشیدن ولی توانی برای جنگیدن نمونده. تکه‌تکه شدنش رو تماشا می‌کنه فقط. زیبا، فقط زیبا.

خب باهاشون صحبت کردم و ضمن اعلام کنار نیومدن با این وضعیت تاکید کردن که در تربیت فرزند شکست خوردن و به‌به.

حوالی تابستون ۶۸ بود که باتری قلب خورشیدخانم از کار افتاد. وزنش، وزنش زیاد بود. اگه مادرش دلسوزی نمی‌کرد شاید داشت پرواز می‌کرد تا الان. کی می‌دونه.

همه‌ش هم خستگی نبود. به‌طرز غیر قابل باوری نی‌زدن برای گوسفندایی که می‌چریدن رو دوست داشت. تماشا بدون دخالت تو جزئیات زندگیشون. «اینجا دیگه چیزی برای فهمیدن نیست. سوالی نبوده، جوابی هم نیست.» رو با خودش زمزمه می‌کرد صلاح‌الدین.

BadNumb boosted

تهران، ای تخمی

fucking empty spaces again.

ضعف تو وجودم رخنه کرده. خیلی گه‌وکثافت شدم.

BadNumb boosted

can we endure this pain, my lord?

"can't lose the sadness."

ولی همه‌چیزمون براساس خودمحوری نیست. نمی‌دونم. مطمئن نیستم. یا من ایده‌ای از چیزی که دارم تجربه می‌کنم ندارم.

-لمس‌شدن/خفگی/فلج‌شدن-

اینترنت هم کس‌وشر تحویلمون میده. کیری.

خسته‌ام و بی‌رمق ای لاله‌ٔ صحرایی، نشکفته‌ای چرا؟ گاییدیمون. نشکفته‌ای چرا؟

Escaping now
Feeling my faith erode

I feel my heart implode.

از لحظه لذت بردم و دتس ایت. تموم شده. کسی درمورد بعدش چیزی نگفته بود. جالب نیست. اصلا جالب نیست.

BadNumb boosted

ثابت روی صندلی می‌شینی و نمی‌تونی هیچ کاری انجام بدی. فقط از بودنت کلافه‌ای و تا مرز دیوونگی پیش می‌ری.