سعید شیرزاد فعال حقوق کودک ۲۳روز در اعتصاب غذاست!

سعید طوسی قاری لواط کار ، اما آزاد است

‏ هر دو درحوزه کودک فعالیت میکردند،

در سیاره کوچک ما ،
عقاید بیش از طاعون و زلزله
موجب بلایا شده است...

آدما نمیفهمنت
بلکه ؛
به زبون خودشون ترجمت میکنن

ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
نی نام زما و نی‌نشان خواهد بود
زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل
زین پس چو نباشیم همان خواهد بود

تو هیچوقت نمیدونی
که مردم چه حالی دارن
و چه شرایطی رو تحمل میکنن.
برا همین، همیشه مهربون باش.

نترس به زبان بياور
بنويس كه دلت برايم تنگ شده ...
اين همه سال ، اين همه ماه
اين همه روز
من نوشتم و بى پاسخ ماند
قول ميدهم ، همين كه به زبان بياورى
قبل از تمام شدن جمله ات ،
پايين پنجره ى اتاقت ايستاده ام
باور كن تنهايى پنجشنبه ها،عجيب سخت ميگذرد !!

خوبي پت و مت این بود
که هر خرابکاریی هم میکردن،
هیچکس تقصيرُ گردن اون یکی نمینداخت
دو نفری یه جور قضیه رو جَمع میکردن
مثل پت و مت باشین دوستان

وظیفه حکومت یک کشور
به بهشت بردن مردم نیست؛بلکه استفاده
صحیح از منابع کشور جهت رفع فقر و ایجاد
رفاه برای شهروندانش است...

اصلا بگذار ببینم ...
تو نباشی چه اتفاقی می افتد مگر.؟
صبح صبحانه ام را می خورم
با خیال آسوده به سر کار می روم ...
نهار که شد ...
یه دل سیر نهار می خورم
شب که شد ...
شب..؟
فقط شب که میشود من بدون تو
میميرم ...!

دوست داشتن و دوست داشته شدن
اگر قرار باشد اتفاق بیفتد،
بی‌تلاش می‌افتد.
تلاش‌ها برای بعد از آن اتفاق است،
برای از دست نرفتن

بعضی رفتارای خاص داشته باشین برای شخص خاص زندگیتون
باهاش خاص برخورد کنین
خاص دوستش داشته باشین
خاص صداش کنین
بزارین حس کنه متفاوتِ براتون

ما آدمهای
احمقی نبودیم

ساده بودیم
و از روی سادگی
به احمق ها اجازه دادیم
تا در زندگی مان
دخالت کنند

این حواسی که من اینجا
به خودم می بینم
هرکجا پر دَهمَش
سمتِ تو می گردد باز

فرقی نمیکنه کجا باشی ؛
همیشه به همون ماهی نگاه میکنی
که منم نگاهش میکنم...

آن روز که یکدیگر را یافتیم،
یافتنمان هنر نبود؛
هنر این است ؛
که یکدیگر را گم نکنیم...

چشمانت را نمیفهمم
هیچوقت ارتباط برقرار نکردم
با هنرهای مفهومی
با من سنتی
با زبان ساده نوازش
با دستانت حرف بزن

در روانشناسی، دوستان تقلبی
به عنوان سایه شناخته میشوند ،
چرا که درلحظات روشن زندگی هر فرد
حضور دارند
اما درست در ساعات تاریک زندگی افراد
محو و ناپدید میشوند ...

سایه‌ها رو بشناسین!

همیشه بچگی ها تو بازی های کامپیوتری
یکی بود که هر مرحله گیر میکردی
میگفت بده برات این مرحله رو برم

‏الان بدجور گیر کردم
کسی هم نیست.

حرفای دلتون رو به هم بزنید،
شاید از حرفای هم ناراحت بشید
ولی دلخوری
بهتر از حرف‌خوری و تو خودتون ریختنه

‏دلتنگی بر دو نوعه :
یکی برای کارایی که باهاش کردی
و جاهایی که باهاش رفتی ،
یکیم برای کارایی که تنهایی میکنی
و جاهایی که تنهایی میری
و میگی کاش بود ...

Show older
Mastodon

The original server operated by the Mastodon gGmbH non-profit