باز شب از نیمه اش آغاز شد...
سلام
من اومدم که بگم میرم و دیگه نمیام
روز و روزگار خوش 😊
شب به فناااا
مریییی
خیلی دلبرییی
😂😂😂
آسمان بر مراد کلاغ هاست...
شب ها
خب بریم توی تنِ لختِ رختخواب
الکی الکی چه جفت و جور شد
نگویم دیگر از مستی و حال خوبِ آرامش
پریشان می کند او را که خود چون یک رجب بیند
سخن از کام می راند زبان در سایش لب ها
خیالش را درون وهم یا خود عقب بیند
به چشمش می چکاند حسرتی از دوریِ لذت
مرا چون غرق در یک ساغرِ در گوشِ لب بیند
دمادم می شوم مست و همان دم محتسب بیند
که او از ترس هشیارست مرا چون در عجب بیند
سیاه نمایی ها می کند
جایِ اکبر خالی ست
چی میگی؟
من یادت میندازم
مطرح کن
جواب بدیم
برنامتووووو
حقا که در همهٔ زمینه ها سعدی از حافظ سر تره
همی کارا رو کردی الا ولت کرد
توتیا مرد نکونام نمیرد هرگز
آرزو..